خواجه نصير الدين الطوسي

72

اخلاق ناصرى ( فارسى )

و هرگاه كه حركت نفس بهيمى باعتدال بود و مطاوعت نمايد نفس عاقله را و اقتصار كند برآنچه نفس عاقله نصيب او نهد ، و در اتباع هواى خويش مخالفت او نكند از آن حركت ، فضيلت عفت حادث شود و فضيلت سخا بقبعيت لازم آيد . و چون اين سه جنس فضيلت حاصل شود و هر سه با يكديگر متمازج و متسالم شوند از تركيب هر سه حالتى متشابه حادث گردد كه كمال و تمام آن فضايل به آن بود ، و آن را فضيلت عدالت خوانند ، و از اين جهت است كه اجماع و اتفاق جملگى حكماى متأخر و متقدم حاصلست بر آنكه اجناس فضايل چهار است : حكمت و شجاعت و عفت و عدالت . و هيچكس مستحق مدح و مستعد مباهات و مفاخرت نشود الا بيكى از اين چهار يا بهر چهار ، چه كسانى كه بشرف نسب و بزرگى دودمان فخر كنند مرجع به آن بود كه بعضى از آباء و اسلاف ايشان به اين فضايل موصوف بوده‌اند . و اگر كسى بتفوق و تغلب يا بكثرت مال مباهات كند اهل عقل را به او انكار رسد . و بعبارتى ديگر ، پيش از اين گفته آمد كه نفسرا دو قوت است ، يكى ادراك بذات و ديگرى تحريك بآلات . و هر يكى از اين دو منشعب شود به دو شعبه . اما قوت ادراك به قوت نظرى و قوت عملى . و اما قوت تحريك بآلات به قوت دفع يعنى غضبى ، و قوت جذب يعنى شهوى ، پس بدين اعتبار ، قوى چهار شوند و چون تصرف هريك در موضوعات خويش بروجه اعتدال بود ، چنان كه بايد و چندانكه شايد بىافراط و تفريط فضيلتى حادث شود پس فضايل نيز چهار بود : اول - از تهذيب قوت نظرى و آن حكمت بود .